فروش دامنهء فوتبالیست، مناسب سایت های خبری، پیش بینی، نتایج زنده و غیره به قیمت ارزان=

فجایع فوتبال بانوان ایران

جادوگر، زد و بند، تکل عمدی برای مصدوم کردن یک بازیکن؛ این اتفاقاتی است که در فوتبال ایران می‌افتد.

در ادامه مطلب جام‌جم ورزشی آمده است: البته اشتباه نکنید، منظور لیگ برتر مردان نیست، اینجا فوتبال بانوان و آن لیگ برتر نه چندان با کیفیتش مدنظر قرار دارد.

در ادامه گزارشی از اتفاقات عجیب و غریب فوتبال بانوان پیش روی شما می‌آید که اگر در فوتبال مردان اتفاق افتاده بود جنجال بسیار بزرگی به وجود می‌آمد اما از آنجایی که این اتفاقات در فوتبال بانوان می‌افتد کسی به آنها توجه نمی‌کند. با هم برخی از آنها را مرور می‌کنیم:

جادوگران فوتبالی


حضور جادوگر در فوتبال بحثی نخ‌نما و تکراری است اما وقتی در فوتبال بانوان هم این اتفاق می‌افتد باید کمی تأمل کنیم. در جریان یکی از بازی‌های لیگ برتری پشت دروازه یک تیم اصفهانی یک زن در حال خواندن ورد و جادو بوده است. این اتفاق در تهران هم مشاهده شده است. آیا جادوگر به فوتبال بانوان هم سرایت کرده است؟ شواهد که این اتفاق را تصدیق می‌کند.

تکل از پشت


می‌گویند دو بازیکن 19 و 21 ساله در جریان تمرینات یک تیم شهرستانی شدیداً با یکدیگر درگیری پیدا می‌کنند و کارشان به زد و خورد می‌کشد. بعد از مدتی یکی از این دو بازیکن از تیم خود جدا شده و به یک باشگاه ارومیه می‌رود. او هنگامی که در یک بازی لیگ برتری مقابل تیم سابق خود قرار می‌گیرد در یکی از دقایق بازی عمداً تکل از پشت پا روی همان بازیکنی می‌رود که قبلاً با او کتک‌کاری کرده است. طبیعتاً با این خطا اخراج می‌شود. آن بازیکن هم به دلیل کیفیت بد زمین مسابقه زانوی هر دو پایش به شدت مجروح شد. بازیکنی که تکل رفته بعد از بازی با افتخار به هم تیمی‌هایش می‌گوید که عمداً این کار را کرده است!

زد و بندهای فوتبالی

متأسفانه رد و پای زد و بند هم به فوتبال کشیده شده است، کافی است که پای صحبت‌های برخی از مربیان لیگ برتری بنشینید. یکی از این مربیان می‌گوید مدرک برای اثبات این ادعا نداریم و ممکن است حتی بابت این اظهارات محروم هم بشویم. می‌گویند یک تیم شهرستانی در ازای واگذار کردن دو بازیکن خود به دو تیم مختلف از آنها درخواست کرده مقابلشان ببازند!

کتک خوردن از مربی

تصور کنید در لیگ برتر فوتبال و در همین استقلال و پرسپولیس، قلعه‌نویی و درخشان بخواهند دست روی بازیکنان خود بلند کنند، آن وقت است که دیگر سنگ روی سنگ بند نمی‌شود. هرچند این اتفاق در لیگ برتر فوتبال مردان نمی‌افتد اما در لیگ برتر بانوان یک مربی محترم به دفعات دست روی بازیکنان نوجوان خود بلند کرده است! بازیکنان تیمی که این مربی در آن حضور دارد اکثرا زیر 20 سال دارند.

با گوشه‌ای از اتفاقات ناپسند فوتبال بانوان آشنا شدید؛ اتفاقاتی که مربیان و برخی از بازیکنان لیگ برتری در گفت‌وگو با جام جم ورزشی از آن پرده برمی‌دارند. البته از آنجایی که رسانه ها کمتر به فوتبال بانوان می پردازند و یا اینکه فقط به ذکر نتایج این رقابت ها بسنده می کنند نادیده گرفتن این اتفاقات عجیب نیست. امیدواریم این گزارش سبب توجه بیشتر به فوتبال بانوان و اتفاقات عجیب آن شود.

 


+ 3
+ 0

دادکان: بالوتلی گداست!

 

 

 

محمد دادکان با حضور در غرفه خبرگزاری تسنیم در بیستمین نمایشگاه مطبوعات و خبرگزاری‌ها  در گفت‌وگو با خبرنگار ورزشی خبرگزاری تسنیم، در خصوص بحث خصوصی سازی دو باشگاه استقلال و پرسپولیس و اتفاقات پیش آمده برای این دو باشگاه اظهار داشت: خیلی خوشحالم که در غرفه خبرگزاری تسنیم حضور دارم و برای شما آرزوی موفقیت دارم. دوست دارم بروید و به صحبت‌های قبلی من مراجعه کنید آنها را در کنار حرف‌های جدیدم قرار دهید و متوجه شوید که من نه فالگیر هستم و نه جادوگر.

وی ادامه داد: همان زمان که وزارت ورزش و جوانان یکی از مسئولین خود را برای چیدمان  دو تیم استقلال و پرسپولیس آماده کرد و به او مأموریت چنین کاری را دادند، همان زمان اعلام کردم این کار در حیطه شرح وظایف این فرد نیست و شما مطمئن باشید پرسپولیس و استقلال به هفته هفتم نمی‌رسند.

رئیس پیشین فدراسیون فوتبال یادآور شد: برای پرسپولیس که مشکلاتش مشخص شده است، در مورد استقلال هم مطمئن باشید که آقای افشار زاده تو داری می‌کند، اگر دلش را بشکافید و به صورت خصوصی با وی صحبت کنید، به شما می‌گوید که چه مشکلاتی در این باشگاه وجود دارد البته امیر قلعه نویی هم مدیریت می‌کند و اجازه نمی‌دهد بچه‌ها صحبت کنند.

دادکان گفت: جای شکرش باقی است که این دو فرد توانسته‌اند مجموعه استقلال را حفظ کنند اما در آن سو، نگاه کنید و ببینید چه بلایی سر پرسپولیس آمده است. میلیاردها تومان هم پول داده‌اند، یکی بازی نمی‌کند. حرکتی که در جهت منافع ملی، کشوری یا هر چیزی که شما اسمش را می‌گذارید در این تیم دیدید؟  فقط دعوا و حاشیه است و اینکه پول هم تزریق می‌شود. 20 میلیارد، 25 میلیارد پول می‌آید و آقای سیاسی هم پول هم فراوان می‌دهد.

وی یادآور شد: حالا یک فردی پیدا می‌شود و می‌گوید من می‌خواهم عضو هیئت مدیره باشم یا اسپانسری را برعهده بگیرم، چقدر خوب است یک مدیریتی را مدون کنیم که آن آدم هم  از این پولی که پرداخت می‌کند لذت ببرد. خودتان اگر از آقای سیاسی بپرسید، می‌شنوید که می‌خواهد فرار کند. او را در چاهی انداخته‌اند و هیچ‌گونه نمی‌تواند فرار کند. این آدم آمده است حالا باید با چه کسی کار کند؟ از فردای همان روز، دعواها آغاز شد.

دادکان گفت: هیئت مدیره، مدیرعامل را قبول ندارد و مدیرعامل اجازه نمی‌دهد که سرمربی نزد هیئت مدیره برود. هیئت مدیره می‌خواهد مربی را ببیند، مدیرعامل اجازه این کار را نمی‌دهد. رسید به هفته پنجم و داستان آن صورت شد که می‌دانید و همه رفتند. پرسپولیس سرمایه ملی نیست؟ مردم کشور ما این تیم را دوست ندارند؟ مردم کجا هستند؟ دیگر هیچ‌کس به استادیوم نمی‌آید. این هدف وزارت ورزش بود، هدف قبلی‌ها هم همین بود. مسئولین ورزش دولت قبل هم چنین خواسته‌ای داشتند. شما می‌دانید آنها به گونه‌ای تیم را می‌چیدند که دائما دعوا باشد.

رئیس پیشین فدراسیون فوتبال ادامه داد: به آقایان بگویید شما از تجربه قبلی‌ها استفاده می‌کردید تا دعوا نشود تا من امروز نگویم که شما هم به دنبال این هستید که در این تیم اختلاف بیندازید، تیم اول محبوب کشور به هفته هفتم نرسید. دعوا، دعوا، دعوا. 100 میلیارد یکی بدهکار است، 80 میلیارد هم تیم دیگر پایتخت بدهکار است. همه هم می‌گویند این ارقام دروغ است پس چه کسی راست می‌گوید؟ آیا هدف غیر از این بوده است؟

دادکان در خصوص اختلافات بین مایلی‌کهن و دایی گفت: هر دو این نفرات قابل احترام هستند، کسوت مایلی‌کهن بیشتر از دایی است، دایی هم در سطح بازیگری اسم کشور ما را در خارج از کشور پررنگ کرده است. می‌خواهم در مورد نقش رسانه‌ها صحبت کنم. آن صحبت‌هایی که خارج از چارچوب فنی است را منتشر نکنید، خواهش می‌کنم این کار را انجام ندهید. بنویسید محمد دادکان گفت، وجدانا مطالبی که در مورد خانواده‌ها بیان می‌شود را رسانه‌ای نکنید؛ به خاطر خدا این کار را انجام دهید. در مورد مسائل فنی کامل بنویسید اما وقتی وارد حاشیه شد و بحث به خانواده کشیده شد، منتشر نکنید. نه اینکه منظورم به مایلی‌کهن باشد اول خودم را می‌گویم خواهش می‌کنم مطالب را منتشر نکنید. اگر بحث فنی می‌کنید فقط منتشر کنید. محمد مایلی‌کهن از نظر جسمی به زندان رفت اما علی دایی از نظر روحی وارد زندان شد. از نظر وجدان، رسانه‌ها نقشی نداشتند؟ 

وی افزود: من هم انتقاد کرده‌ام. ما یک زندگی ورزشی داریم و یک زندگی اجتماعی، وقتی می‌خواهد در مورد زندگی شخصی من اظهارنظری شود لطفا آن را منتشر نکنید. اجازه دهید صلابت ورزش سر جای خودش باقی بماند. امروز دیگر هیچ کس از ورزش استقبال نمی‌کند. من پیش شما نشسته‌ام، ایران هفته آینده بازی دارد دو تیم پایتخت هم بازی دارند. از بازی سنتی دربی فاکتور بگیرید که مردم به خاطر بازی به ورزشگاه نمی‌روند. آنها فقط به خاطر هیجان به ورزشگاه می‌روند. ببینید برای پرسپولیس و استقلال و تیم ملی چقدر جمعیت به ورزشگاه می‌آید. هیچ کس نمی‌رود.

دادکان ادامه داد: ساعت 6:20 دقیقه صبح در رادیو ورزش برنامه‌ای تحت عنوان روزشمار ورزش اجرا شد، در آنجا گفت 43 سال پیش در چنین روزی پرسپولیس با یک تیم برزیلی دیدار کرد، بازی را 3 بر یک برد، جمعیت حاضر در آن بازی بیش از 30 هزار نفر بود. 43 سال پیش چنین جمعیتی در ورزشگاه حضور داشت. امروز بازی برگزار می‌شود تنها 2 هزار نفر به استادیوم می‌روند. جمعیت تهران در 43 سال پیش 800 هزار نفر بود. 100 هزار نفر به ورزشگاه می‌رفتند امروز جمعیت تهران 14 میلیون نفر است. نسبیت بگیرید باید امروز 2 میلیون به ورزشگاه بروند ولی هیچ‌کس نمی‌رود. خواهش می‌کنم این مطالب را منتشر کنید. بنویسید امروز دیگر هیچ کس از ورزش استقبال نمی‌کند.

رئیس پیشین فدراسیون فوتبال  اظهار داشت: نمی‌خواهید قبول کنید که بخشی از شکست‌های تیم‌های پایه به رسانه‌ها و مردم بستگی دارد؟ بهترین چیز برای ورزشکار حضور مردم در ورزشگاه است. وقتی مردم نمی‌آیند ورزشگاه چه انگیزه‌ای دارند؟ برای چه کسی بازی کند. دلیلش این است که دیگر فوتبال را قبول ندارند و از ورزش خسته شده‌اند. در رسانه خود یک نظرسنجی بگذارید و از مردم سوال کنید آیا این مسئولین ورزش را می‌خواهید یا نه؟ آیا کسی اینها را می‌خواهد اما همه سینه‌هایشان سپر است. کسی می‌آید بگوید مدیران پیشین ورزش این دو تیم را با 80 و 100 میلیارد بدهی گذاشتند و رفتند، کسی می‌گوید؟ 

دادکان گفت: هر کس از دم در صداوسیما رد می‌شود می‌گوید به عنوان یک کارشناس بیا داخل برنامه‌ها و اظهارنظر کن، انصافا سراغ کارشناسان واقعی رفته‌اند. بعد همان کارشناس فردا روزی مربی می‌شود و 600 میلیون تومان قرارداد می‌بندد. ما معلمیم یکی بیاید و بگوید که ما یک یک‌ریالی از ورزش برده‌ایم. سر ما هم بالاست و خدا هم همه چیز به ما داده، آدم‌هایی که جامعه آنها را اصلا قبول ندارد، در مورد مسائل فنی اظهارنظر می‌کنند. آدم‌هایی که جامعه قبول ندارد سرمربی می‌کنیم. اجازه دهید همه صحبت کنند. درد دل امروز مردم این نیست که چرا پرسپولیس به این روز افتاده، چه کسی این حرف‌ها را بیان می‌کند. چینش این آدم‌ها و بازیکنان چه نفعی داشت؟ آیا شما در رسانه خود گفتید که این بازیکنان پرسپولیسی هستند؟ آیا چنین خبر تحلیلی نوشتید که این بازیکنان برای چه به پرسپولیس آمدند آیا اینها پرسپولیسی هستند؟

وی ادامه داد: به خدا قسم این بازیکنان در نیم‌فصل دنبال تیم هستند، پرسپولیسی بیوک وطن‌خواه بود، تمام دندان‌هایش در فوتبال از بین رفت. امروز بازیکن حاضر نیست به ژل موی سرش توپ برخورد کند، شما اینها را می‌نویسید؟ می‌روید با بیوک وطن‌خواه صحبت کنید و به او بگویید تمام دندانهایت را از دست دادی آیا 2 ریال گیرت آمد؟  اما امروز یک میلیارد می‌دهیم تا بازیکن کاکل درست کند و به زمین بیاید. پول این مردم برای چه کسانی به هدر می‌رود؟

دادکان  خاطرنشان کرد: 5 میلیون پول عینک می‌دهند و 400 میلیون ماشین زیر پایشان است. می‌خواهم در مورد موضوعی صحبت کنم اما واقعیت دارد و گفتنش خیلی سخت است. افرادی که وارد ورزش می‌شوند مطمئن باشید که از طبقه سوم جامعه هستند. تمام آنها از این قشر هستند و مشکلات عدیده مالی دارند. طبقه سوم به دو دسته تقسیم می‌شوند فقیر و گدا، اکثر این نفرات یا فقیر هستند یا گدا، اگر فقیرها وارد ورزش شوند خیلی خوب است.

وی اضافه کرد: آنهایی که گدا هستند خودشان می‌خورند و به کسی نمی‌دهند این موضوع در همه جا هست نه فقط در ورزش. فقیر خودش می‌خورد و به بقیه هم می‌دهد ولی گدا تنها خودش می‌خورد. در ورزش، اقتصاد، سیاست و همه جا این را رعایت کرده‌ایم؟ برای شما نمونه خارجی می‌آورم. زیدان یک فرد فقیر بود اما وقتی به جایگاهی می‌رسد خودش را حفظ می‌کند. یکی هم مانند بالوتلی می‌شود او هم فقیر بوده است کنار خیابان رهایش کرده‌اند ولی او مانند زیدان فقیر نیست او یک گدا است. وقتی به جایی می‌رسد همه چیز را از بین می‌برد. در اقتصادمان هم همین است. در دولت‌مردانمان هم همین است. اگر آدمی آمد و فقیر بود به آن بها دهید. آدم گدا را نمی‌توان درست کرد.

 

 

 


+ 1
+ 0

ارتباط برنامه نود و داعش!

 

 

 

حسن عباسی در نشست نقد فیلمسازان جوان انقلاب با انتقاد از لمپنیزم موجود در ورزش کشور گفت: روی آنتن رفتن یک برنامه چندساعته در نیمه های شب و روی خط آمدن مسئولان و بیداری پنج میلیون نفر برای اینکه مشخص شود چه کسی پیراهن دیگری را کشیده، نشانه انحطاط اخلاقی است.
 
به گزارش خبرگزاری فارس، بیستمین جلسه از دور جدید نشست فیلمسازان جوان سینمای انقلاب اسلامی به اکران و نقد مستند ژست اختصاص یافت. در این نشست علاوه بر علاقه مندان و فیلمسازان جوان، میثم مهدیار سردبیر سایت علوم اجتماعی اسلامی ایرانی، محمد سجاد نجفی کارگردان مستند و حسن عباسی رییس مرکز دکترینال امنیت بدون مرز و از داوران چهارمین دوره جشنواره مردمی فیلم عمار حضور داشتند و سخنرانی کردند. همزمان تعدادی از کابران اینترنتی نیز محتوای این نشست را از طریق وبسایت دبیرخانه جشنواره مردمی فیلم عمار به صورت زنده دریافت و مشاهده می کردند. 
 
حسن عباسی میهمان ویژه این نشست با اشاره به اینکه فیلم ژست را سال گذشته در چهارمین دوره جشنواره مردمی فیلم عمار دیده است گفت: همان زمان در جلسات داوری گفتم که صرف نظر از فرم و محتوا، دقت تولید کنندگان مستند در انتخاب سوژه مهم است و ما باید سعی کنیم اهمیت این سوژه ها را به دیگر فیلمسازان جوان یادآوری کنیم.
 
حسن عباسی سپس به بررسی واژه شناسی کلمه ژست پرداخت و افزود: «ژست» یکی از کلماتی است که از خارج وارد زبان فارسی شده است و قبل از انقلاب بیشتر مرسوم بود و کسانی که از روستا به شهرهای بزرگی مثل تهران، اصفهان یا مشهد می رفتند در کنار یکی از بناهای مشهور این شهرها مثل میدان شهریار در تهران یا حرم امام رضا (ع) در مشهد، ساعت های وستن واچ را به دست می بستند و با ژست خاصی که آن ساعت دیده شود عکس می گرفتند، قبل از انقلاب در ادبیات عامه به این کار ژست می‌گفتند.
 
* حاکمیت رسانه و تبلیغات بر پرستیژ
 
عباسی در ادامه فهم درست مفهوم ژست را منوط به درک مغهوم «پرستیژ» یا «اعتبار» دانست و گفت: در گذشته پرستیژ در داشتن یک خانه یا ماشین یا حتی عضویت در گروهِ دارای سرمایه اجتماعی بود، اما امروزه رسانه ها تعیین می کنند چه چیزی پرستیژ داسته باشد، به همین خاطر است که امروز در ایالات متحده دیالوگ معروفی وجود دارد که می گویند سیاستمداران امروز شبیه فوتبالیست ها شده اند چون بیشتر از سیاستمداری «شومن» هستند و سعی می کنند ضعف های خود را با هنر و رسانه بپوشانند.
 
وی خاطرنشان کرد: فیلمی که در انتخابات گذشته ریاست جمهوری ایالات متحده برای رقابت انتخاباتی جان مک کین و باراک اوباما ساخته بودند خیلی خوب فضای پشت پرده ستادهای تبلیغات انتخاباتی آنها را نشان می دهد که کارشناسان رسانه و روانشناسان و کارشناسان تبلیغات چقدر زحمت می کشند تا از شخصیت کاندیداها یک شومن بسازند. 
 
عباسی در ادامه با بیان اینکه مبنای معرفت بشر را اعتباریات تشکیل می دهند گفت: اعتباریات معرفتی از سه گزاره کیفیت، کمیت و کلمه تشکیل می شوند، این اعتباریات قرارداد ذهنی بشر است و در عالم بیرون هیچکدام از این اعتباریات وجود ندارد، به عنوان مثال ما وقتی به دو لیوان آب اشاره می کنیم در عالم بیرون دو لیوان آب مفهوم ندارد بلکه این قراداد ذهنی ماست که اعداد را به آن نسبت می دهیم.
 
* مدارک دانشگاهی ما به ازای واقعی ندارند
 
وی پس از تشریح اعتباریات معرفتی، به تبیین اعتباریات اجتماعی پرداخت و افزود: در اعتبارات اجتماعی، عناوین و القاب تعیین کننده هستند، مثلاً قبل از انقلاب عنوان «تیمسار» ابهت زیادی داشت که البته امروز دیگر اینطور نیست، زمانی وجود داشت که ثقت الاسلام خیلی ارزش داشت اما امروز نه حجت الاسلام که حتی آیت اللهی هم دارد اعتبارش را از دست می دهد. زمانی در این کشور داشتن سوم راهنمایی خیلی بود اما امروز دهها هزار دانشجوی فوق لیسانس و دکتری داریم.
 
عباسی در ادامه افزود: عناوین و مدارک آموزش عالی در ایران در ده سال آتی از الان هم بی اعتبار تر می شود چون این عناوین ما به ازای واقعی ندارند،  در سال 2012 وقتی غربیها نقشه ارباب علم را منتشر کردند مشخص شد که از سال 1600 تا 2010، یعنی طی 410 سال، تنها 400 نفر علم تولید کرده اند، یعنی به طور متوسط یک نفر در هر سال، یک سال انیشتین بود، یک سال نیوتن بود و یک سال بزرگان دیگر، یک تکه اش هم مال ایران چند صد سال گذشته بود، الان هفتاد هزار استاد دانشگاهی داریم که در بین این همه دکتر و فوق لیسانس شاید در گوشه ای یک نفر پیدا شود که یک کوچولو از خودش چیزی داشته باشد وگرنه اینها از خودشان چیزی ندارند و همه فقط حاصل کار آن چهارصد نفر را تدریس می کنند، یعنی فقط اسم دکتر مانده است و امروز حتی برای مقطع دکترا هم کلاس و کتاب کمک درسی و تست گذاشته اند، اما چون عنوان استاد دانشگاهی نزد عوام مطرح و با ارزش است این طور تصور می شود که عنوان دکتر به این معنی است که فرد از خودش چیزی دارد.
 
 
 
 
* کرسی های نظریه پردازی بدون شریعتی ها و مطهری ها
 
رئیس مرکز بررسی‌های دکترینال امنیت بدون مرز در ادامه نظام آموزش عالی کشور را به خاطر بی پاسخ گذاشتن فرمان مقام معظم رهبری درباره برگزاری کرسی های نظریه پردازی به شدت مورد انتقاد قرار داد و گفت: دوازده سیزده سال است که رهبر مملکت دارد داد می زند و می گوید کرسی های نظریه پردازی برگزار کنید اما در تهران به این بزرگی شما یک نفر پیدا نمی کنید که مثل شریعتی در حسینیه ارشاد و شهید مطهری در مسجد هدایت و الجواد و حسینیه ارشاد بیایند کرسی های نظریه پردازی برگزار کنند.
 
عباسی در ادامه این بخش از سخنان خود گفت: اگر اعتبار اجتماعی را از عناوین و القاب حذف کنیم و آن وقت به کسی حجت الاسلام، دکتر، آیت الله یا ژنرال بگوییم این عناوین در خود افراد گم می شوند، حجتِ اسلام یعنی بهجت و حضرت روح الله، ژنرال یعنی حسن باقری که گویی مادرزادی دانش سرداری و ژنرالی می دانست، اینها کسانی بودند که خودشان چیزی داشتند نه اینکه فقط عناوینی به آنها نسبت داده شود.
 
عباسی ادامه داد: صیاد شیرازی شدن، حسن باقری شدن، حسن تهرانی مقدم شدن خیلی سخت است اما اما الان در جامعه ما کرورکرور آدمهایی با القاب دکتر و سردار وجود دارد.
 
* پدیده مسیحیان امت پیامبر
 
وی با اشاره به بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با اساتید دانشگاه در ماه رمضان امسال گفت: رهبری در این دیدار برای نهمین بار به اساتید دانشگاه گفت مبنای علوم انسانی غرب غیرتوحیدی است. متأسفانه همانطور که پیامبر اکرم (ص) از یهودیان امت سخن گفت امروز نیز با پدیده مسیحیان امت پیامبر در جامعه دانشگاهی روبرو هستیم، چرا که شما چه اقتصاد بخوانید، چه روانشناسی، زیست شناسی، فلسفه یا جامعه شناسی، حقوق اساسی یا رشته های دیگر بخوانید، ما تمام اینها را بررسی کرده ایم و به این رسیده ایم که ریشه و اساس صد و ده پانزده تا از رشته های علوم انسانی تثلیث است، خود غربیها هم دارند می گویند که بزرگان علم آنها مذهبی بودند و به تثلیث اعتقاد داشتند، با این وجود چرا بعد از دیدار رهبری با اساتید حتی یکی از این هفتاد هزار استاد دانشگاه نیامد موضع گیری کند. چهار هزار نفر از پزشکان کشور درباره قلیان به رییس جمهور نامه نوشتند که کار ارزشمندی هم بود اما چرا اساتید درباره علوم انسانی هم به مسئولان نامه نمی نویسند.
 
* یکبار هم اساتید دانشگاه پاسخ بدهند
 
عباسی به بیانات مقام معظم رهبری در جمع مردم عید غدیر نیز اشاره کرد و گفت: آقا در این دیدار گفتند حضرت امیر (ع) در معرفت توحیدی بود، این یعنی مردم در معرفت باید توحیدی باشید، اما به رغم این بیانات هیچکس نمی گوید با محتوای تثلیثی آموزش عالی چه کنیم، همه دنبال این مدارج و تکنیک ها و حقه های رسیدن به آنها هستند و به شما حقه بازی یاد می دهند که چطور در کنکور تست بزنید و به دانشگاه بروید، بعد هم که این اطلاعیه های کف خیابانی «پایان نامه در سه روز» با شماره موبایل در اطراف دانشگاه تهران پر است، مبانی دکترا را در کلاسها و کتابهای کنکور خوانده اید، خود تز را هم در سه چهار روز پول می دهید از فضای سایبر برای شما جمع و جور می کنند.
 
عباسی ادامه داد: از دو حالت خارج نیست، یا علمی که در کشور هست غیرتوحیدی  است و اساتید دانشگاه دارند همه را فاسد می کنند که اگر این طور باشد واویلاست، یا اینطور نیست که اگر اینطور نیست بیایند اعاده حیثیت کنند، چرا همیشه فقط دیگران باید به اساتید دانشگاه پاسخ بدهند؟
 
* تجربه‌های ناخوشایند ژست و مد در ایران
 
وی با بیان اینکه عنوان دکتر، یکی از ژست های رایج امروز است گفت: زمانی بود که در کشور از واژه تیمسار برای فرماندهان نظامی استفاده می شد تا اینکه رهبری پای یک متنی نوشتند که این کلمه را عوض کنید، بعداً فهمیدیم که این کلمه چه معنای بدی دارد و عوضش کردیم. در دهه شصت نیز بعد از اینکه بیماری ایدز در جهان شایع شد در برخی از کشورها گفتند هر کس ایدز دارد به صورت اجباری باید روی ماشینش یک لکه و طرحی را بزند که اگر ماشین تصادف کرد و بدنش خونی شد بقیه بدانند و به بدنش دست نزنند، اما همین لکه بعد از چند ماه در ایران مد شد و این لکه را شاید روی نود درصد ماشین ها می توانستید ببینید، یکبار که در سلمانی بودم مردی که روی ماشینش از این لکه ها داشت به سلمانی آمد، تا داخل شد به او گفتم خدا شفایت بدهد، ناراحت شد و گفت منظورت چیست، وقتی معنی این لکه را به او گفتم گفت خب همه رانندگان از این لکه ها استفاده می کنند. یک زمانی هم کفش های پاشنه بلندی که در اروپا زنان سردمدار فاحشه ها می پوشیدند در ایران مد شد و حتی بعضاً خانمهای چادری ناآگاهانه آن ها را می پوشیدند، چه بسا ده سال بعد این اتفاق درباره عنوان دکتر هم بیفتد و آن موقع تازه بفهمیم این کلمه چه معنایی دارد.
 
* فوتبال و نود، نشانه انحطاط اخلاقی جامعه
 
عباسی در ادامه فوتبال را یکی از پرستیژهای جامعه ما و اعتنا و ضریب افراطی به آن را نشانه انحطاط اخلاقی ارزیابی کرد و افزود: در ورزش ما یک لُمپنیزمی ایجاد شده است که برنامه ای در نصف شب به مدت چند ساعت روی آنتن می رود، چندین نفر از مسئولان و رؤسای فدراسیون ها و دیگران پشت خط می آیند و پنج میلیون نفر هم بیدار می مانند که مشخص شود چه کسی در فلان مسابقه پیراهن نفر دیگر را کشیده است. متأسفانه شاخص ترین ورزشکاران ما در تلویزیون از مردم طلبکارند در حالی که ما درباره تواضع ورزشکارانی مثل مرحوم تختی شنیده بودیم، قهرمانان ورزشی امروز ما خانه های چند میلیاردی دارند و بعد رییس جمهورها و مسئولان به آنها نشان شجاعت می دهند، چون باور ندارند که اشجع الناس من غلب هواه.
 
وی افزود: وقتی که در کشور 12 میلیارد به فلان مربی می دهیم که بیاید به جوانان ما پاسکاری و شوت زدن به توپ را یاد بدهد و داد هیچکس در نمی آید علتش این است که فوتبال اعتبار و پرستیژ بیشتری دارد، و این یعنی جامعه از این نظر دچار انحطاط اخلاقی شده است. جامعه ای که اینطور به انحطاط کشیده شود خداوند آن جامعه را امتحان می کند و داعش می فرستد تا به مردانش تیر خلاص بزند و زنانش را در موصل بفروشد.
 
* بت‌ها را بشکنیم
 
عباسی در ادامه بی اعتبار شدن اعتباریات اجتماعی را یکی از اولین اتفاقات قیامت معرفی کرد و افزود: اعتباریات فقط در این دنیا اعتبار دارند، چه اعتباریات نژادی و نسبی و چه عناوین و القابی مثل دکتر و مهندس همه در قیامت نیست می شود. یک عالِم اخلاق در دوران دفاع مقدس بود که سنگر به سنگر می رفت و چند دقیقه ای درس اخلاق می گفت، محور اصلی بحث این عالم اخلاق حدیث «موتوا قبل أن تموتوا» بود، یکی از مصادیق مردن قبل از میرانده شدن همین است که این اعتباریات در همین دنیا برای ما بی اعتبار شوند، جوانان ما بفهمند که همه به درد دانشجو شدن نمی خورند، دانشجویان ما فقط راه پاس کردن واحدها را یاد می گیرند نه اینکه دانشجو شوند، طلبه های ما بفهمند که وقتی سراغ طلبگی می روند اگر بهجت و خمینی نشوند اشکال دارد، هنرمندان ما بدانند باید آوینی شوند.
 
عباسی افزود: وقتی اعتباریات با واقعیت فاصله بگیرند نشانه آن است که جامعه انحطاط فرهنگی پیدا کرده است، در این شرایط باید بتها را شکست، اگر ابراهیم بت شکن بود بت دکتر و مهندس و ورزشکار و هنرمند و پزشک را می شکست، در کشور مهندسی فرهنگ نمی شود مگر اینکه جلوی این بتها گرفته شود و با ژست هایی که در جامعه وجود دارد مقابله شود، اینطور نباشد که حسن تهرانی مقدم وقتی شهید می شود تازه می فهمیم آدمی داشتیم که چیزهایی می ساخت که با دورریزش شما می توانید در جنگ سی و سه روزه و هشت روزه و پنجاه و یک روزه اسراییل را شکست دهید، اما تا قبل از شهادت این آدم حتی یک فیلم از او بیرون نمی آید.
 
* با متن و مقاله فیلم بسازید
 
در ادامه این نشست، حسن عباسی درباره مستند ژست گفت: همانطور که در جلسه داوری هم گفته بودم به نظر من موضوع این مستند قشنگ است اما در فیلمنامه نقص دارد، به کسانی که می خواهند مستندهایی از این دست، یعنی مستندی که می شود به آن مقاله تصویری گفت ـ بسازند پیشنهاد می کنم ابتدا یک مقاله علمی با در نظر گرفتن همه ساختارهای آن درباره موضوع مستند بنویسند تا پشتوانه و متن فکری و علمی کارشان باشد. بعد از این مرحله باید به این فکر کنید که آن متن را چگونه تبدیل به یک  اثر داستانی یا مستند کنید که خودش خیلی مهم است.
 
عباسی به فیلمسازان جوان سینمای انقلاب پیشنهاد داد در تولید آثار داستانی و مستند به کلیدواژه های قرآنی مثل تبرج، ریا و نفاق توجه بیشتری داشته باشند، چرا که تولید اثر درباره این موضوعات یه منزله ورود به عرصه مهندسی فرهنگی است.
 
وی همچنین از فیلمسازان جوان خواست در کارها بیشتر از اینکه سراغ متفکران پست مدرن بروند از مفاهیم خودی و متنهایی که بزرگان خودی تولید کرده اند بیشتر استفاده ببرند.
 
عباسی سخنان خود را در این نشست با یک تذکر پایان برد. وی خطاب به حاضران در نشست گفت: ریا و نفاق در جامعه نشانه های خوبی هستند، وقتی که باطل در جامعه ای غلبه داشته باشد معنی اش این است که حق به محاق رفته است و دیگر به کسی که کنار خیابان نماز می خواند و یا به سخنان امام جامعه تأسی می کند نمی گویند ریا می کند، منافق وقتی خودش را به رنگ حق در می آورد که حق غلبه داشته باشد و وقتی که حق در جامعه غلبه داشته باشد دو پدیده ریا و نفاق بروز می کند.
 

 

 

 


+ 0
+ 0

عابدزاده و ماجرای درگیری دایی-مایلی

 

گفت و گویی از احمدرضا عابدزاده در روزنامه خبرورزشی درباره ماجرای دعوای دایی و مایلی کهن به چاپ رسیده است که خواندن این گفت و گو خالی از لطف نیست:

* درباره حکم صادره برای مایلی‌‌کهن چه نظری دارید؟
- از لحظه‌ای که این خبر را شنیدم، بسیار ناراحت و عصبی هستم. من قاضی نیستم و جزئیات قوانین را نمی‌دانم اما نمی‌توانم باور کنم قاضی بابت چند مصاحبه فوتبالی‌ها حکم به زندان سرمربی سابق تیم ملی ایران بدهد. محمد مایلی‌کهن بازیکن، مربی و سرمربی تیم ملی بوده و یک ایرانی متدین است. مقامات یک جاهایی باید یکسری مسائل که به کل مملکت مربوط می‌شود را لحاظ کنند. این اتفاق می‌تواند بازتاب جهانی داشته باشد چون شاکی فوتبالیست معروفی بوده و مایلی‌کهن هم سرمربی تیم ایران بود. پس فردا رسانه‌های دنیا می‌نویسند در ایران شاگرد از مربی شکایت می‌کند و دادگاه هم مربی را به زندان فرستاده است. باور کنید فرهنگ کشورمان زیر سؤال می‌رود و آبرو برای فوتبال ما نمی‌ماند.

* اگر مایلی‌کهن چنین مصاحبه‌هایی را علیه عابدزاده انجام می‌داد، شما چه واکنشی نشان می‌دادید؟
- نمی‌دانم چرا مایلی‌کهن از این مصاحبه‌هایی که می‌گویید علیه من، خاکپور، محمدخانی، باقری، منصوریان، شاهرودی، مهدوی‌کیا، خداداد و بقیه کسانی که شاگردش بوده‌اند، انجام نداده است؟ اما می‌دانم اگر علیه‌ام مصاحبه می‌کرد، سکوت می‌کردم و اگر خبرنگاران می‌پرسیدند چرا جواب نمی‌دهی، عرض می‌کردم حاج‌آقا مایلی‌کهن بزرگ‌تر من است، مربی‌ام بوده و گردن من حق استادی دارد و هرگز جوابی به ایشان نمی‌دهم و برایشان احترام قائل هستم. به نظر شما اگر دو مرتبه این‌کار را می‌کردم، باز هم علیه من حرفی می‌زد؟ اصلاً مگر می‌شود حاجی بی‌دلیل علیه من صحبت کند؟! الان هم دارم می‌گویم در فرهنگ ما مربی یعنی معلم و معلم یعنی پدر. من رسماً اعلام می‌کنم جای مایلی‌کهن مرا ببرند زندان، نه کسی که گردن یک نسل فوتبال این مملکت حق استادی دارد. اتفاقاً با حمید استیلی هم صحبت می‌کردم، ناراحت بود. خداداد عزیزی و کریم باقری هم همین‌طور. مسلماً خیلی از شاگردان حاجی‌مایلی این حس را دارند و حاضرند محکومیت ایشان را به جان بخرند.

* شاید ظرف روزهای آینده اتفاقی رقم بخورد که نیازی نباشد مایلی‌کهن به زندان برود.
- به خدا زشت است، آبروی فوتبال‌مان می‌رود. مایلی‌کهن مثل همه انسان‌ها ایراد دارد اما حتی دشمنش هم نمی‌تواند بگوید او آدم درستکاری نیست. این همه حرف پشت فوتبالی‌هاست اما چه کسی می‌تواند بگوید مایلی‌کهن فلان زد و بند مالی را کرده؟ دنبال مسائل داوری و تبانی فوتبال رفته است؟ این مربی از این جهات یک الگو است در فوتبال، آن وقت می‌خواهند ایشان را زندانی کنند.

* به فکرت نرسیده با علی دایی صحبت کنی تا این قضیه ختم به خیر شود؟
- من با کسی صحبتی ندارم! عرض کردم مربی یعنی معلم و پدر. وقتی من عابدزاده شرایطی فراهم کرده‌ام معلم یا پدرم برود زندان! مسلماً حرف هیچ بنی‌بشری روی تصمیمم تأثیر نخواهد داشت. اصلاً شما اشتباه می‌کنید با من نوعی که این کار را کرده‌ام، همکلام شوید. لطفاً بحث را عوض کنید چون فکر کردن به حکم صادره و زندان رفتن مایلی‌کهن دوباره عصبی و ناراحتم کرده است.

* بالاخره به حکم محرومیتت اعتراض نکردی و روی سکو می‌نشینی تا این 4 جلسه سپری شود؟
- انتظار نداشتید که عابدزاده به خاطر حکم کمیته انضباطی برود التماس آقایان را بکند؟ 40 جلسه هم محروم می‌کردند، برایم اهمیت نداشت. آنها پست و مقامی دارند که تازه به دست آورده‌اند و تا چشم به هم بزنند، از دست داده‌اند و خدا را شکر من احتیاجی به آنها ندارم و خیلی راحت دارم کارم را انجام می‌دهم. فدراسیون به جای اینکه برود داور خطاکارش را محروم کند، برای ما محرومیت و جریمه تراشید تا صورت مسئله پاک شود.

 

 

 

 


+ 0
+ 0

تبلیغات

پک ضد ریزش مو 5040

طراحی مقالات پوستری برای کلیه رشته ها

کرم ضدچروک فوری درمولند

آی.آر.ایندکس، بزرگترین لینکستان فارسی